سفارش تبلیغ

گوشی سه سیم کارته با تلویزیون
شهر حدیث

حجاب گوهر در صدف
پیامک های حجاب

بی حرمتی به حجاب و نقش استعمار انگلیس

ایران در زمان سلسله قاجاریه فراز و نشیب های زیادی را پشت سر گذاشت و به یک کشور بحران زده و جنگ زده تبدیل شده بود. به خصوص مقارن با سلطنت احمد شاه، که فردی بی لیاقت و بی کفایت بود، هرج و مرج و آشوب تمام مملکت را فرا گرفته بود، که این هم از سیاستهای موذیانه استعمار انگلیس بود. 
استعمار انگلیس برای اجرای نقشه های خود به کسی نیاز داشت که دارای خصوصیات ویژه ای باشد که بتواند نقشه های آن دولت را مو به مو اجرا نماید. این شخص باید فردی بی محتوا و خالی از تربیت دینی و ملی بوده و در عین بی سوادی و ناآگاهی سری پرباد و روحی متکبرانه و قلدر مآبانه و جاه طلب و خالی از شرافت و جوانمردی و پر از ریاکاری و نفاق و دروغ پردازی داشته و بیگانه پرست و منفعل در مقابل مظاهر تمدن غرب، اسیر عقده حقارت درون، کینه توز و حسود...باشد. 1 
بد نیست علت انتخاب رضا خان توسط انگلیسی ها را با مروری بر زندگی و نحوه تربیت او بدانیم. رضا خان فرزند افسری سواد کوهی بود و مادرش از تبار قفقازی بود. او از اوان کودکی در محیط قزاقخانه و نظامی بزرگ شده و به آن عادت کرده بود. 
رضا خان از دوران کودکی تحت تعلیم و تربیت خانواده ای قزاق قرار داشته و از سن پانزده سالگی نیز خود وارد این نیروی نظامی شده و تحت سرپرستی فرماندهان روسی که در زورگویی و دیکتاتوری و خوی حیوانی و دور بودن از رفتار و منش انسانی مشهور بودند تربیت شده...2 رضا خان نه در دامان خانواده و نه در زمان قزاقی هیچ تربیت دینی و مذهبی نیافته بود. او عادت به مشروب خواری داشت... زبانی فحاش و دستی متجاوز داشت. 3 
سرانجام رضاخان بعد از چهار سال سلسله قاجار را برمی اندازد و در سال 1304 به سلطنت می رسد و دوره سیاه دیکتاتوری پهلوی آغاز می شود. 
روند بی حجابی و تغییر لباس در دوران رضا خان با پی گیری زیاد و نقشه های حساب شده به جلو رفت و استعمارگران پله پله به مقاصدشان می رسیدند. با تبلیغات وسیع و همه جانبه و با انواع و اقسام دسیسه‌ها زن را از پشت پرده حجاب به محیط اجتماع ، سینما ها ، تئاتر ، پارکها، مجالس جشن، انجمن های دفاع از زنان...کشاندند. ارزشها و هویت زن ایرانی را یکی پس از دیگری به حراج گذاشتند و او را از خانه جدا کرده و به بازار کار و کارخانه کشاندند. 
زنان در این دوره ورود به قلمرو های آموزشی و نیروی کار را آغاز کردند. در صنایع و تعداد نامعلومی در ادارات و مغازه ها کار می کردند...مزدشان بسیار ناچیز و از مزد مردها کمتر بود. ساعتهای طولانی در شرایط نامطلوب به کار می پرداختند...زنان از حق رای واقعی برخوردار نشدند. 4 اکثریت زنان در مشاغل صنعتی و خدماتی بودند، مزد کمی می گرفتند و شرایط کارشان دشوار بود. در کارخانه ها در حد گسترده ای کارگران زن مورد سوء استفاده جنسی قرار می گرفتند، فساد به حدی بالا گرفته بود که دختران حاضر به کار در کارخانه ها نبودند چون به دختران کارخانه ای معروف می شدند. 5 
نقشه استعمار بسیار دقیق و حساب شده بود. از تمام نقاط ضعف و کاستی ها به بهترین وجه به نفع مقاصد خویش استفاده می کرد. مدافعان کشف حجاب برای افکار سازی در جامعه از شگردهای مختلفی استفاده می نمودند و متأسفانه به دلیل به حاشیه رفتن تعالیم دین و مبارزه بی امان و سرکوب روحانیت بوسیله رضا خان، دست استعمارگران برای به سخره گرفتن و شبهه انداختن در مسایل اسلامی باز بود. برای زمینه سازی کشف حجاب پیشگامان و مدافعان این مسئله به لزوم حضور زن در جامعه اشاره داشتند و همواره به برخی از نا هنجاریهای جامعه در برخورد با زنان استفاده می کردند. در آن دوران برای قبولاندن این مسئله بویژه در بین زنان ، ما شاهد فعالیتهای گسترده ای در عرصه های مختلف هستیم. از الگو سازی گرفته تا فعالیت مطبوعات و نیز ایجاد سازمانها و کانونهای زنانه و طرفدار حقوق زنان ، اما مطبوعات بیشترین زمینه سازی را برای کشف حجاب از طریق مقالات خود داشتند...وجود کلوپ های تفریحی که متعلق به وابستگان دربار بود نیز در فرهنگ سازی حضور آزار زن نقش داشتند.6 
رضا خان که متعهد به اجرای سیاستهای استعماری بود ، در مدتی کوتاه پس از تاجگذاری شروع به حمایت و گسترش کانونها و انجمنهای بانوان کرد. کانونی بنام کانون بانوان تاسیس کرد(1314) و ریاست این کانون بعهده صدیقه دولت آبادی، یکی از غرب دوستان مشهور قرار داده شد. 7 دولت آبادی از جمله زنانی بود که چند سال قبل از کشف حجاب رسمی، بی حجاب از خانه خارج شد. در وصیت نامه دولت آبادی آمده: در مراسم تشییع جنازه ام حتی یک زن با حجاب شرکت نکند. 8 زنانی را که با چادر بر سر مزار من بیایند هرگز نمی بخشم. 9 
رسالت این کانون که تحت حمایت و هدایت دولت بود گسترش فرهنگ بی حجابی بود. برنامه ریزیهای بسیار دقیق و حساب شده ای که استعمار پله پله پیش می برد مبانی و اعتقادات یک ملت بافرهنگ و ریشه دار را نشانه گرفته بود و با بررسی اطلاعات جمع آوری شده توسط ایادیشان از مذهب اسلام، نوع حساسیت های دین نسبت به مسائل اجتماعی و فرهنگی و... و همچنین بررسی خلق و خوی ایرانی و طرق نفوذ، تیشه به ریشه این مملکت زدند. پس از دوران مشروطیت و اوایل سلطنت رضا شاه و به قدرت رسیدن گروهی از طرفداران غرب، روند نوگرایی و تجدد خواهی شکل تازه ای به خود گرفت و کم کم عقده های محبوس در سینه غربزدگان گشوده شد. شعرایی چون عارف قزوینی و ایرج میرزا اشعاری در مخالفت با سنن دینی و حجاب سرودند و برخی از نویسندگان، علما و دین را به باد ناسزا و مسخره گرفتند.10 
رضا شاه با سرکوب نیروهای مخالف و با اتکا به دول بیگانه ، به امیال و اهداف خویش جامه عمل می پوشاند و از مهره ها و سرسپرده های متعدد برای پیشبرد مقاصدش استفاده می کرد. وزیر مقتدر رضا شاه، عبدالحسین تیمورتاش، که نقش بسزایی در تحکیم پایه های حکومت وی داشت، از مردان فاسدالعقیده و فاسدالاخلاق بود که در طعن به اعتقادات دینی از کسی واهمه نداشت و در زمینه سازی کشف حجاب در ایران از پیشگامان به حساب می آمد. او تحصیل کرده سن پترزبورگ و مسکو بوده و فردی عیاش و بی دین و قدرت طلب و به شدت غرب گرا به شمار میرفت 
گسترش فحشا از راه امور به اصطلاح فرهنگی از جمله مشغولیات مهم تیمورتاش بود. تیمورتاش با پیوند زدن روشنفکری دنیای غرب با تجدد گرایی داخلی، سعی در آشنایی زنان ایرانی با غرب گرایان دیگر کشورها داشت.11 از جمله این موارد، برگزاری کنگره زنان شرق بود که چند نفر از زنان عرب بی حجاب در آن کنفرانس حضور داشتند. 
افرادی نظیر تیمورتاش، فروغی، علی اصغر حکمت، نه تنها زنان و دختران خود را بدون حجاب در مجامع ظاهر می کردند بلکه بشدت بدنبال اجرای پروژه کشف حجاب در کشور بودند. 

بی حجابی در سایر ملل در زمان رضاشاه

تغییر لباس و کشف حجاب در عصر رضاشاه امری نبود که مختص به ایران داشته باشد بلکه در کشورهایی مانند ترکیه و مصر و افغانستان و الجزایر و عراق و پاکستان...نیز از این تهاجم فرهنگی در امان نمانده بودند. پس نمی توان گفت حرکت و تامل رضاخانی علت اصلی تحولات لباس زنان و مردان ایران بوده، بلکه این ثمره تلاش چندین سده عوامل استعمار و اروپاییان بوده و رضاشاه تنها یک مجری و عامل دست نشانده بوده است. 
در مصر اولین نهضتی که به عنوان آزادی زنان صورت گرفت در اواخر سلطنت اسماعیل پاشا بود، او شیفته سلوک غربیان و تحصیل کرده اروپا بود. یکی از قلم بدستان مزدور روزگار پاشا که در زمینه نهضت آزادی زنان فعالیت داشت قاسم بیک بود که این جمله از اوست: شرط هر تحولی رفع حجاب است.12 در الجزایر نیرو های اشغالگر فرانسه مبارزه عظیمی را علیه حجاب و بخصوص چادر شروع کردند...آنها ماموریت داشتندکه اصالت ملی و دینی الجزایر را نابود کنند. 
هر چادری که دور انداخته می شود افق جدیدی را که تا آن هنگام بر استعمارگر ممنوع بود در برابر او می گشاید. با هر چادری که رها می شود گویی جامعه الجزایر خویشتن را به مکتب ارباب تسلیم کرده...13 
در افغانستان هم بعد از بازگشت امان الله خان از سفر اروپا در سال 1927، فکر ترویج بی حجابی پایه ریزی شد و در ترکیه نیز پس از به قدرت رسیدن مصطفی پاشا(آتاتورک) مبارزه جدی و همه جانبه ای را بر علیه اسلام و مظاهر اسلامی آغاز کردند. 

رضاشاه و سفر به ترکیه

وقایع نگاران از سفر رضاشاه به ترکیه به عنوان نقطه عطفی در حکومت پهلوی اول و عامل اساسی جلب توجه وی به موضوع کشف حجاب یاد می کنند...در ترکیه مقامات این کشور مرتبا در گوش رضاشاه زمزمه می کردند که لازم است در ایران نیز مانند ترکیه کشف حجاب صورت پذیرد...بلافاصله پس از بازگشت از سفر ، رضاخان در تدارک کشف حجاب برآمد.14 
رضاشاه در تحلیل خود از کشف حجاب در ترکیه می گوید: اصلا چادر و چاقچور، دشمن ترقی و پیشرفت مردم ماست. درست حکم یک دمل را پیدا کرده که باید با احتیاط به آن نیشتر زد و از بینش برد.15 
بسیار بجاست که چند نقل قول از مخبرالسلطنه هدایت، وزیرالوزرائ رضاشاه، در کتاب خاطرات و خطرات ذکر کنیم: 
مجالس نشاط، لولیدن مرد و زن در بساط، انبساط می آورد و نفس را انتعاس می دهد...فکر تشبه به اروپایی ها از آنجآنکاربه سر پهلوی آمد.16 
سفر ترکیه آنقدر موثر بود که رضاشاه را شیدا کرده بود .او ابراز ناراحتی می کرد که: از وقتی که به ترکیه رفتم و زنهای آنان را دیدم که پیچه و حجاب را دور انداخته و دوش به دوش مردها کار می کنند دیگر از هر چه زن چادری بود بدم آمده است.17 

رضاشاه و قانون کشف حجاب

17 دی، روزی که کاسه صبر استعمار بسر آمد. استعمار از طریق عوامل داخلی خود حدود یک قرن تلاش نمود با شیوه های مختلف زن ایرانی را از پرده عصمت و عفت بیرون آورد. این تلاشها مخصوصا در زمان رضاشاه شدت یافت. اما توده های مردم بی توجه به اینگونه تبلیغات همچنان سنتهای خود را حفظ می کردند. استعمار بیش از این تحمل نداشت. زیرا کشورهای افغانستان و ترکیه نیز مدتها قبل از آن حجاب زنان را برداشته و با فرهنگ غرب تطبیق پیدا کرده بودند.18 بالاخره در 17 دی ماه 1314 فانون اجباری کشف حجاب به تمامی نقاط کشور ابلاغ شدو از حضور زنان با حجاب در معابر و مجامع عمومی جلوگیری میشد. 
به دستور شاه جشن فارغ التحصیلی در دانشسرای دختران برگزار شد. در این جشن تمام معلمان و محصلین و نیز زنان مدعو می بایست بدون حجاب حضور یابند. همسر و دختران شاه نیز برای اولین بار آشکارا بی حجاب در مراسم شرکت کردند.19. در این مراسم رضاشاه اظهار داشت: بسیار مسرورم از اینکه می بینم زنان به حقوق و مزایای خود نایل شده اند...ما با هوچی بازی و تعصبات خشک نمی توانیم کاروان ترقیات مملکت را عقب نگه داریم. زن باید از این چادر سیاه آزاد شود.20 . از آن روز به بعد یعنی 17 دی ماه 1314، اقدامات ضد اسلامی و دینی با انواع و اقسام ظلمها و جنایتها آغاز شد و تمام نیروهای نظامی اعم از لشکری و تیپها و ادارات دولتی و وزارتخانه ها و وزرای آنها و نیروهای انتظامی اکثر وقت و سعی خود را صرف اجرای این پروژه استعماری کردند. 
مطبوعات و مجلات عمل شاه را یک نقطه عطف در تاریخ زنان دانسته و اقدام رضاشاه را یک اقدام بزرگ تاریخی نامیدند. متعاقب آن واقعه، روزنامه ها عکسهایی از زنان بی حجاب را منتشر کردند و تلاش برای تغییر لباس زنان از صورت سنتی به شکل اروپایی صورت پذیرفت. خیاطان و طراحان نمونه های جدیدی از لباس ارائه می کردند. روزنامه ها نیز زنان را در جریان مدهای جدید قرار می دادند.21 مطبوعات صراحتا در خصوص بی حجابی و حضور آزاد زنان در تمامی محیطها و نوع تغییر زندگی ایرانی، نوع لباس و حتی خوراکهای ایرانی و نحوه غربی شدن، مقالاتی را ارائه می کردند و با گرفتن عکس از مجالس مختلط جشنها و مدارس و چاپ آنها در روزنامه و مجلات قصد داشتند تصاویر زنان بی حجاب را نشان دهند و دیگران را تشویق و ترغیب به این امر نمایند. اسفبارتر از همه ، معرفی زنان هنرپیشه خارجی به عنوان سمبل زنان آزاد و بصورتی احترام انگیز و قابل ملاحظه با لباسهایی که از نظر بیشتر زنان ایرانی عجیب و غریب می نمود، بود.22 
به موازات مطبوعات موجی از رمانهای عاشقانه و جنایی به بازار هجوم آورد و ترجمه داستانهای عشقی رونق زیادی گرفت. حضور زنان بی حجاب در صحنه نمایش و هنرپیشگی متداول گشت. یکی از روزنامه های اروپایی در تاریخ 1931(18مهر 1310) چنین می نویسد: زنان ایرانی که چادر را از سر برداشته اند اکنون هنرپیشه می شوند...حالا یک دسته از هنرپیشگان مرد و زن با ذوق وطن پرستی تصمیم گرفته اند که یک تئاتر دائمی افتتاح کنند.23 باشگاه‌ها و کلوپ‌ها هم در این جریان و تشویق جوانان موثر بودند. از جمله باشگاه افسران و کلوپ ایران جوان صحنه بسیاری از رویدادهای زشت و ناپسند بود. 
ماجرای کشف حجاب به قدری زشت و زننده بود که هیچ زن محجبه ای در کوچه و خیابان امنیت نداشت. پاسبان ها و ماموران حکومتی هر زن باحجابی را که در معابر می دیدند تعقیب کرده و گاه تا داخل خانه و پستو ها می رفتند تا چادر و روسری را از سر او بکشند. عده ای از زنان مضرزوب شدند، بعضی بچه های خود را سقط کردندو عده ای زیادخانه نشین شدند. ارعابی که رضاخان با قلدری و دیکتاتوری و با پشت گرمی استعمارگران ، در دل مردم ایجاد کرده بود جای هیچ قیام و فریادی را نگذاشته بود و هر ندای ظلم ستیزی را به بدترین شکلی در گلو خفه می کردند. قیام مسجد گوهرشاد، اعتراض مرحوم شیخ محمد تقی بافقی و هجرت تعدادی از روحانیون از جمله این اعتراضات بودند. 
کشف حجاب در کشور ما یک حرکت استبدادی و قلدر مابانه بر علیه فرهنگ و ارزشهای اسلامی و دینی کشور بود. استعمار می دانست که زن در جوامع رکن و نقش اصلی را دارد و مسلما با تزلزل و خلل در جایگاه زن ، تزلزل در دیگر ارکان جامعه امکان پذیر است...متاسفانه رژیم پهلوی با کشف حجاب به عنوان یکی از مولفه های مدرنیزم به اولین سنگر مقاومت یعنی زنان آسیبهای فراوانی وارد آورد...و افراد لاابالی نظیر حکومت گرایان و وابستگان رژیم پهلوی و خانواده رضاشاه و گروههای ربابی مسلک و روشنفکران که تحت تاثیر استعمار غرب بودند از این مسئله سود می بردند...بیشترین بهره برداری، نصیب استعمار غرب شد. عوض شدن مدل زندگی افراد، مصرف کردن کالاهای غربی، تبدیل شدن ایران به بازار بزرگی برای مصرف کالای غربی و سرازیر شدن سود سرشار بسوی کمپانی های غربی... 
استعمار علاوه بر تغییر در پوشش افراد، فرهنگ را نیز تغییر داد و زمینه وابستگی اقتصادی و فرهنگی و سیاسی را به غرب فراهم کرد.24 
هانری لابوچر نماینده مجلس انگلیس به این حقیقت اعتراف کرده ، می گوید: ما بدون استثنا بزرگترین راهزنان و غارتگرانی هستیم که تا بحال کره زمین بخود دیده است. ما بدتر از سایر جهانیان هستیم زیرا علاوه بر آن صفات، موذی و منافق نیز می باشیم. ما به چپاول می بریم و همیشه آن غارت را به خیر و صلاح جهانیان وانمود می نماییم.25 
غربیان و استعمارگران بعد از دوره رنسانس و جنگ جهانی اول، دید و طرز تفکر دیگری به خود گرفته و به همه چیز به دید سرمایه داری می نگریستند و تمام ابزارها را در خدمت سرمایه داری و منفعت طلبی فردی بکار می گرفتند. یکی از بهترین و برنده ترین مولفه های استعمار استفاده از زنان بوده و هست. زن مظلوم ترین قربانی سرمایه داری غرب و در عین حال برنده ترین سلاح دست همین سرمایه داری است.26 
در واقع پروژه های بد حجابی که در جامعه امروز است، ادامه همان پروژه کشف حجاب رضاخانی و استعماری است. 
در طی سالهایی که از انقلاب اسلامی می گذرد، دشمنان، این ملت را به حال خود نگذاشته اند و با تمام قوا به صورت فرهنگی، نظامی، اقتصادی و سیاسی ما را مورد هجوم قرار داده اند. ما هنوز نتوانسته ایم به صورت ریشه ای و بنیادی بر روی مسئله حجاب و پوشش کار کنیم. 
اگر با دیدی باز و جستجوگر به فرهنگ بدحجابی زمانه خود بنگریم، همان دستان استعمار و سرمایه داری را در توطئه ها و تهاجمات فرهنگی می بینیم. تنها فرقش این است که این بار استعمار غرب از سلاح های متنوع تری مثل گسترده کردن فعالیتهای اینترنتی و ماهواره ای ، پخش فیلم، سی دی و نوارهای مبتذل، ترویج لباس و مدل های مو و صورت و حمایت از مطبوعاتی که در راستای اهداف غربی و الحادی قلم می زنند، به میدان آمده و هدف آنها سست کردن و تخریب ارزشهای اسلامی و ملی و دینی و دور کردن جوانان از مبانی اعتقادی و مذهبی است که به این موضوع سردمداران کفر و فساد مکررا اعتراف نموده اند. 

پی‌نوشتها:

1. مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، تغییر لباس و کشف حجاب به روایت اسناد، ص48 
2. مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات ، تغییر لباس و کشف حجاب به روایت اسناد، ص 55 
3. تغییر لباس و کشف حجاب به روایت اسناد، ص 56 
4. فوران جان، تاریخ تحولات اجتماعی ایران از صفویه تا سالهای پس از انقلاب اسلامی، ص 359 
5. فوران جان، تاریخ تحولات اجتماعی ایران،ص 503 
6. گفتگو با موسی حقانی، ص 71 
7. مرکز بررسی اسناد تاریخی، تغییر لباس و کشف حجاب به روایت اسناد، ص 81 
8. ماهنامه حوراء ، دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، ش 4، ص 40 
9. سالار زنان ایران، منصوره پیرنیا، شرکت انتشاراتی مهر ایران، واشنگتن1374، ص 68 
10. زیبایی نژاد محمد رضا، سبحانی محمد تقی، درآمدی بر نظام شخصیت زن در اسلام، دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، ج1 ،دارالثقلین قم، چ اول 1379، ص 152 
11. زیبایی نژاد محمد رضا، سبحانی محمد تقی، درآمدی لر نظام شخصیت زن در اسلام، ص153و 154 
12. مرکز بررسی اسناد تاریخی، تغییر لباس و کشف حجاب به روایت اسناد،ص 79 
13. فانون فرانتس، نورعلی تابنده، سال پنجم انقلاب الجزایر،ص 44 
14. زیبایی نژاد محمد رضا، محمد تقی سبحانی، درآمدی بر نظام شخصیت زن در اسلام، ج1، ص 157و158 
15. موسسه فرهنگی قدر ولایت، حکایت کشف حجاب 1و2، ص 22 
16. حکایت کشف حجاب 1و2، ص 22 
17. حکایت کشف حجاب 1و2، ص 
18. توانا مرادعلی، زن در تاریخ معاصر ایران،ج 1،ص 268و269 
19. زن در تاریخ معاصر ایران ، ج1، ص 268و269 
20. زن در تاریخ معاصر ایران، ج 1، ص 267 و 268 
21. کوماری جای واردنه، مبارزات زنان ایران، ترجمه کاشفی، ش 1، ص 105 
22. حکایت کشف حجاب، ج 1و2، ص 26 
23. خسرو معتضد، اشرف از سرای سنگلج تا سریر سلطنت،ص 145 
در آمدی بر نظام زن در اسلام، محمد رضا زیبایی نژاد و محمد تقی سبحانی، ص 156 
24. گفتگو با موسی حقانی، مجله زن شرقی، 1382 ش 12، ص72 
25. کتیرایی محمد، فراماسونری در ایران،ص150، به نقل از کتاب:تغییر لباس و کشف حجاب به روایت اسناد، ص 43 
26. حداد عادل غلامعلی، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، ص 34


| پنج شنبه 91/10/7 | | 9:0 عصر | | هاجر عسگری |
درباره وب


دانشجوی کارشناسی ارشدمشاوره
کلام شهیدان

سایر امکانات



بازدید امروز: 19
بازدید دیروز: 26
کل بازدیدها: 10606